‌مبانی و اصول‌ انسان شناسی‌ و کاربرد آن درتعلیم و تربیت از منظر سند تحول بنیادین
کد مقاله : 1123-4THEOCONF (R1)
نویسندگان
حسن اسدی مقدم *1، حسین افلاکی فرد2
1دانشگاه فرهنگیان شهیدرجایی شیراز
2عضو هیئت علمی گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
چکیده مقاله
انسان‌شناسی از کهن‌ترین علوم بشر به شمار می‌آید، چراکه انسان همیشه دنبال یافتن منشاء پیدایش خود بوده و به همین منظور افسانه‌ها و داستان‌های فراوانی نیز ساخته و پرداخته است. انسان‌شناسی در مشرق زمین برخلاف عالم غرب بیشتر قالبی مذهبی و دینی داشته است. حقیقت انسان، نحوه تکون و آغاز حیات او، سرنوشت و سرانجام و جایگاه او در نظام هستی مطالبی است که هم در شرایع توحیدی و هم ادیان غیر توحیدی مثل هندوئیسم و بودیسم (با نگرش‌های مختلف) مورد توجه بوده است. تاریخچه انسان‌شناسی از نظر شرایع آسمانی مانند اسلام به آغاز خلقت انسان برمی‌گردد. انسان از همان آغاز خلقت مأمور به شناخت حقیقت، ظرفیت‌ها، قابلیت‌ها و سعادت و کمال خود بوده است.
در سندتحول بنیادین تعلیم وتربیت ‌، انسان مسافری‌ است‌غایتمندکه‌سفرش را از خاک آغاز نموده است‌ و لحظه ‌به‌لحظه ‌باشوری‌ وصف‌ناپذیربه‌سمت‌غایت‌خود حرکت‌می‌کند و به‌شرایطی‌لازم دارد تا استعدادها و فطرت او شکوفاشود.
سندتحول انسان را موجودی‌ اجتماعی‌‌میداندکه‌با دیگران در تعامل‌ است‌.انسان هم‌بر دیگـران تـاثیرمـی‌گـذارد و هـم‌ از دیگـران تـاثیرمـی‌پذیرد.
سندتحول بیان می‌کند باتوجه‌به‌ امکانات،اراده و آزادی‌ که‌خداوندمتعال به‌ انسان عنایت‌فرمـوده اسـت‌ ،او در برابـرخویش‌،خداونـد و دیگـران مکلف‌ و مسئول است‌ و بایدپاسخ‌گوباشد.انسان پست‌مدرن انسانی‌فاقدهرگونه‌ رسال و مسئولیت‌ است‌ .چون انسان هدفمند آفریده نشده اسـت‌
در این‌مقاله‌سعی‌شده است‌با روش تحلیل‌توصیفی‌ ،ابتدا به تاریخچه وتعریف انسان شناختی اشاره گردد وبه‌برخی‌ از ویژگی‌های‌ مهم‌مبانی‌ انسان شناسی‌ از منظرسندتحول بنیادین وضرورت آن ‌پرداخته‌وکاربرد آن رادرتعلیم وتربیت مورد بررسی قرار دهد.
کلیدواژه ها
انسان شناسی‌ ، سندتحول بنیادین‌، تعلیم وتربیت
وضعیت: پذیرفته شده